واقعیت مثل این داستان تخیلی و غمناک است که انشالله هیچ وقت اتفاق نمی افتد: تیتر روزنامه ها روز بعد از براندازی جمهوری اسلامی: بلاخره جمهوری سقوط کرد که کاش هیچ وقت سقوط نمی کرد. در اولین اقدام آمریکا و اسرائیل تمام زیرساخت های اساسی ایران و تمام پادگان ها و نیروهای نظامی و انتظامی و نیمی از تهران را بمباران کردند و عملا نیروی دفاعی برای ایران باقی نماند. پارس جنوبی و نفت گاز جنوب کشور توسط اسرائیل و امارات مصادره شد کشور کردستان با کشتار نیمی از مردم استقلال پیدا کرد و آمریکا و اسرائیل در آن پایگاه ایجاد کردند. کشور خودمختار بلوچستان در جنوب شرقی ایجاد شد. و شروع به اعدام مخالفان کرد. ترکمنستان از ایران جدا شد. داعش افغانستان از سمت شرق وارد شد و در نبود نیروی دفاعی متمرکز اعلام استقلال کرد و شروع به کشتار و جنایت کرد جمهوری آذربایجان با کمک داعش و گروه های تکفیری آذربایجان شرقی غربی اردبیل و زنجان را تصرف کرد و کشور آذربایجان بزرگ را به وجود آورد در حالی که مردان را کشتند و زنان را زنده نگه می داشتند الاهوازیه نیمی از جنوب شرقی کشور و جلگه حاصلخیز اهواز را که نیمی از خودکفایی گندم ایران به آن وابسته بود تصرف کرد و اعلام استقلال کرد. مردم دچار قحطی عظیمی شدند و به مردار خواری و خوردن کودکان و علف رو آورده بودند. آری کشوری که بودجه است با نفت و مشتقات نفتی است وقتی نفت آن را گرفتند دیگر چیزی برای فروش و سیر کردن مردم ندارد. پس قانون جنگل در ایران حکمفرما شد و در غیاب پلیس مقتدر گروهک های مسلح به شکار اموال ثروتمندان و آنچه باقی مانده بود می رفتند. آمریکا و اسرائیل هر مردی که می تواند بایستد را ترور کردند و چیزی از ایران باقی نماند. جز کشور کوچک فارس جز کشور کوچک فارس که توانایی سیر کردن خود را ندارد و به کمک های سازمان ملل و همسایگان وابسته است آری گویا غزه از تهران سالم تر بود و ذلت و مسکنت بر پیشانی پیمان شکنان ضرب خورده بود و اشرار بر آنها مسلط شده بودند و هرچه دعا می کردند به جایی نمی رسید چون به سبب گناهان شأن خدا آنها را به حال خودشان واگذار کرد و در حالی که رهبرشان را تنها گذاشته بودند و به مال اندک دنیا طمع داشتند و در امانت خیانت کردند و در تبیین کوتاهی نمودند و یا بی طرفی پیشه کردند. و فرصت را برای همانها که گفته بودند به کبوتر های حرم امام رضا رحم نمی کنند فراهم شد و پس شد آنچه نباید می شد.